ارزش زندگی

و سعی کردتا طناب را
 باز کند اما نتوانست .

 در همان هنگام خری در حال گذر بود .
 شیر رو به خر کرد و گفت:
ای خر اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو میدهم .

خر ابتداتردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.

وقتی شیر رها شد و
خود را از خاک و گرد
و عبار خوب تکانید ،
 رو به خر کرد و گفت:

 من به تو نیمی از جنگل
 را نمیدهم

خر با تعجب گفت:
ولی تو قول دادی!!!

شیر گفت :من به تو تمام جنگل را میدهم .

 زیرا در جنگلی که سگان دیگران را بند کشند و خران برهانند دیگر
ارزش زندگی کردن ندارد...

"کلیله و دمنه"

/ 0 نظر / 4 بازدید