نویسنده (های) وبلاگ عنایت جمعه پور
آرشیو وبلاگ
      بازار شام (هرچی بخوای همینجاست)
حکیم و زن هرزه نویسنده: عنایت جمعه پور - ۱۳٩٤/٥/٢۱

حکیمی به دهی سفر کرد، زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خواست تا مهمان وی باشد. حکیم پذیرفت. کدخدای دهکده خود را هراسان به حکیم رسانید و گفت: این زن هرزه است به خانه او نروید. حکیم گفت: یکی از دستانت را به من بده؛ کدخدا یکی از دستانش را در دستان حکیم گذاشت. آنگاه حکیم از او خواست تا کف بزند. کدخدا گفت: هیچکس نمی تواند با یک دست کف بزند. حکیم پاسخ داد:
آری هیچ زنی نمی تواند به تنهایی هرزه باشد، مگر اینکه مردان دهکده نیز هرزه باشند! به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش!

  نظرات ()
دوستان من ساسان فهیمی - عکاسی فیروزه - گرافیک - عکاسی تماشاخانه پرسل : در سود از فروش سهیم باشید داستان کوتاه دلشکته ، پیام های عاشقانه Google+ بازاریابی و کسب و کار اینترنتی وب سایت عمومی شهر جویم juyom بیتوته سایت سازمان سنجش سایت آزمون دانشگاه آزاد سایت خبرگزاری ایسنا فیش حقوقی فرهنگیان سایت میهنا داستان كوتاه جاذبه های توریستی و گردشگری پرتال زیگور طراح قالب