نویسنده (های) وبلاگ عنایت جمعه پور
آرشیو وبلاگ
      بازار شام (هرچی بخوای همینجاست)
جعبه خالی نویسنده: عنایت جمعه پور - ۱۳٩۳/۱۱/٢۱
در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی می کردند. پدر خانواده از اینکه دختر 5 ساله‏ شان مقداری
پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود، ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی به
دست می‏آمد. دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر درخت کریسمس گذاشته
بود. صبح روز بعد، دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت: بابا، این هدیه من است. پدر جعبه را از دختر
خردسالش گرفت و آن را باز کرد. داخل جعبه خالی بود! پدر با عصبانیت فریاد زد: مگر نمی دانی وقتی به
کسی هدیه می دهی باید داخل جعبه چیزی هم بگذاری؟ اشک از چشمان دخترک سرازیر شد و با
اندوه گفت: بابا جان، من پول نداشتم ولی در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم. چهره پدر از
شرمندگی سرخ شد، دختر خردسالش را بغل کرد و او را غرق بوسه کرد.
  نظرات ()
دوستان من ساسان فهیمی - عکاسی فیروزه - گرافیک - عکاسی تماشاخانه پرسل : در سود از فروش سهیم باشید داستان کوتاه دلشکته ، پیام های عاشقانه Google+ بازاریابی و کسب و کار اینترنتی وب سایت عمومی شهر جویم juyom بیتوته سایت سازمان سنجش سایت آزمون دانشگاه آزاد سایت خبرگزاری ایسنا فیش حقوقی فرهنگیان سایت میهنا داستان كوتاه جاذبه های توریستی و گردشگری پرتال زیگور طراح قالب